برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
عصر چون ماشینش تعمیرگاهه با ماشین بابا اومد و فانوس هوا کردیم و رفت و رفت تو هوا و خیلی قشنگ بود
من دفعه اول بود میدیدم و پریدم بغلش و حال داد خیلی خیلی زیاد
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
بعد رفتیم خونه و تا دو ساعت پیش هم بودیم و رفتیم تا عصر که رفتم دنبالش و یه سری به ماشین زد که فقط رنگش مونده و رفتیم کتاب بخریم که نداشت و بعد رفتیم خونه و تا 7 پیش هم بودیم
قرار شد امروز صبح برم اداره پیشش و بعد یه سری کارا داریم حالا به کدوم برسیم نمیدونم
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور


برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
سلام چن روز نشد بیام اخه حسابی وضع نت و .. داغونهیه کانال راه انداخته بودیم و داشتیم فعالیت میکردیم که زدن داغونش کردن و اعصاب مصاب نداریم
تا نت وصل میشه باید ببینیم میشه یه مطلب گذاشت یا ن
نمیدونم واقعا به کجا چنین شتابان ؟؟؟ تهش که چی؟ چی قرار بشه
مردم اعتراض دارن به گرونی و این وسط یه عده از کار و زندگی هم افتادن
الان که ساعت سه و نیم عصر پنج شنبه است و فهمیدم که براش دردسر درست شده برا کانال و گروه و ...
خدایا تحمل حدی داره صبر اندازه ای داره
صبح دیدمش و پیش هم بودبم و یک کم ازش ارامش گرفتم
کاش میشد من بهش آرامش بدم
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
حس بدیه ماشین خراب باشه
دیروز رفت دنبال بیمه و دانشگاه و ... و منم فعلا باهاش قهرم
نمیدونم تا کی چون حتی با اینکه اعصاب منو خورد کرده بود باز تو حرفاش بیشتر از قبل اعصابمو به هم ریخت
اگه بیشتر از امروز طول بکشه نمیدونم چی بشه
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
بعدش قرار بود بریم دانشگاه که استاد نبود و رفتیم خونمون و جاتون خالی یه کباب دبش خوردیم و بعد هم یک کم خوابیدیم
سرش شلوغ بود و شلوغ تر شده برا کانال
منم هی مطلب جمع میکنم برا کانال که یک دونش هم نمیخونه خخخخ
بالخره تو گروه هماهنگی و ایده کانال عضوم کرد و امروزم حسابی دعوام کرد که چرا اینقدر حرف زدی و ...
کارا پایان نامه داره تموم میشه خدا بخاد
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
امروز بابایی رو دعوت کردم صبحونه ، دلم میخاست یه صبحونه خوب باشه و بابایی بیچاره هم از هر چیزی یه کوچولو خورد و اسهال گرفت
صبح 9 و نیم اومد تا 11 و نیم رفتیم که به جلسه برسه
ولی همین دو ساعت خوب بود خیلی
دوباره کم کم حس خوب اون موقع ها که خیلی همو دوست داشتیم داره برمیگرده و یه مدت انگار کم رنگ شده بود
سرم دد میکنه و هر چی هم قرص میخورم انگار بهتر نمیخاد بشه
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
دلم گرفته از دست کی؟ نمیدونم
خودم یا اون
از حرفاش
از این بی احساسیش از اینکه با عشق یه کاری رو بکنی و بعد فک کنی طرفت خوشش میاد و بگه نه اصلا
خب زودتر میگفتی
امشب خابم میاد زیاد زیاد و
ولی خابم نمیبره
دلم گرفته یه دتیا
چرا واقعا اینجوری حرف زد
واقعا از خیط شدن من خوشحال شد
چرا؟؟؟؟ همونه که حاضر بود هر کاری بکنه برام
پس چرا اینجوری حرف زد باهام
چرا عمدا دلمو شکست .خب از ساز خوشت نمیاد اینقدر واضح باید بگی که علاقه ای ندارم اصلا و دیگه برام نفرس
کاش زودتر میفهمیدم و اصن کلاس نمیرفتم
کاش زودتر میفهمیدم و نمیشستم هی بزنم که شاید یکیش باز بهتر باشه و بشه فرستاد
ولی برا کی؟؟؟؟ کسی که دوست نداره و خوشش نمیاد و ...
دلم میخاد با صدای بلند گریه کنم
دلمو شکستی ، چرا ؟
برچسب: پشیمانی,
نویسنده: مهران قنبریپور
خیلی عالی و خوب بود کارت عالیییییی گرفتیم
نهار هم با هم خوریدم و صبحونه
چقدر خوب بود
راستی دوباره مهربون شده و خیلی دوسم داره و حرفای قشنگ قشنگ میزنه و کلی عاشقمه
منم فعلا لوسم ، خب حق دارم و دلمم میخاد اصن لوس باشم ، اصن دلم میخاد هی ناز کنم براش و خودمو ....
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور

مریضه و تب داره ؛، خیلی داغ بود و چشاش تب داشت
بمیرم برات 
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور
کتاب بر باد رفته دیروز تموم شد
از سه شنبه ندیدمش و تا شنبه هم نمیبینمش
حالش خیلی بد و مریضی بدی گرفته خیلی بد ویروسیه ، ادمو از پا میندازه
پنج شنبه ها خیلی خوب لود کلی میدیدمش ، حالا باید صب کنیم پنج شنبه بعدی که کلی ببینمش
چقدر دلم گرفته
کاش زود زود خوب میشد ، تو عکسش چشاش تب داش ، سه شنبه هم که کلی تب داست و تازه حالا بد تر هم شده
برچسب:
نویسنده: مهران قنبریپور